*کی بهمن بهادر تامرادی؛ سرداری که نامش در لابلای تاریخ ایل بویراحمد فراموش گشت.* کی بهمن بهادر تامرادی بویراحمدی؛ معروف به ملا بهمن، سردار جنگ نابرابر حمله نیروهای دولت مرکزی به دستور رضا شاه به بویراحمد در مهرماه سال ۱۳۰۹ شمسی. گردآورنده: مجید بهادر تامرادی ( پژوهشگر حوزه ادبیات، ترجمه و تاریخ ) من از […]

*کی بهمن بهادر تامرادی؛ سرداری که نامش در لابلای تاریخ ایل بویراحمد فراموش گشت.*

کی بهمن بهادر تامرادی بویراحمدی؛ معروف به ملا بهمن، سردار جنگ نابرابر حمله نیروهای دولت مرکزی به دستور رضا شاه به بویراحمد در مهرماه سال ۱۳۰۹ شمسی.

گردآورنده: مجید بهادر تامرادی
( پژوهشگر حوزه ادبیات، ترجمه و تاریخ )

من از تبار لرم
از دیار آریوبرزنم
نژادم ز اردشیر
مردمانم همه شیر
بویراحمد نام ایلم
برایش از جان می میرم
( م.ب.تامر)

ایل بزرگ بویراحمد از دیرباز تاکنون؛ کشاکش حوادث عظیم و رویدادهای منطقه ای وسیعی بود. بویراحمد بعلت شرایط جغرافیایی خاص و وجود مردان و زنان دلیری که نژاد خویش را از آریوبرزن بزرگ، سردار نامی عصر هخامنشی می دانستند هیچگاه به بیگانه ای تا پای جان و آخرین فشنگ‌ اجازه تجاوز به خاک و وطن خویش را ندادند و همچون سردار نامی که همراه خواهرش یوتاب بانو به پیکار مهاجمان رفتند و جان خویش را فدا نمودند، همیشه برای خاک و ناموس خویش ایستاده جنگیدند و ایستاده جان دادند. مردمانی از این دیار که چنین خوی و خصلت شجاعت و بی باکی را با خود سینه به سینه و نسل به نسل منتقل دادند و داشته اند. و همیشه خواهان آزادی و آزادیخواهی و عدالتخواهی بودند. و هرکدام از طوایف بویراحمد در منطقه ای از آن واقع و از کیان و حریم ایل بصورت واحد و اتحادی یگانه پاسداری و نگاهبانی می کردند. و هرگاه بیگانه ای قصد تجاوز داشت باهم واحد می شدند و دشمن را شکست وا می داشتند.
اوج ناملایمات ها و جنگ و درگیری ها در اواخر دوره قاجار و در عصر آغازین پهلوی بصورت نظامند و لشکرکشی شروع گردید و در دوران نابسامان انقراض قاجاریه و ابتدای پهلوی و به حکومت رسیدن رضا شاه، مردمان بویر احمد ندای آزادی و استقلال خواهی سر دادند و از آنجایی که نه سران آنها و نه مناطق و مردمان مورد توجه حکومت مرکزی قرار نمی گرفتند، دست به شورش ها و ناامنی هایی می زدند و هر از گاهی منطقه ای یا پاسگاهی را به تصرف خویش در می آوردند. تا اینکه در اوایل دهه ۱۳۰۰ شمسی، هنگام به حکومت رسیدن رضا شاه؛ عامل عشایر ستیزی در جنوب و بویژه بویر احمد، اوج نابسامانی و قدرت نمایی سران بویراحمد و طوایف آن پایه های مرکز را لرزاند. لشکری از ارتش مسلح پهلوی راهی دیار بویراحمد گردید و چریک های بویراحمدی آنها را به تنگ تامرادی کشاندند و شکست فجیعی بر آنها تحمیل کردند. رضا شاه که چنین شکستی را بر نمی تافت در مهرماه ۱۳۰۹ شمسی به سردار اسعد بختیاری دستور دادند تا لشکری بسوی بویراحمد گسیل نماید. سواران بختیاری با لشکری ۴۰۰ نفره و سواره بسوی دیار بویراحمد رهسپار شدند و تا روستای گزدون کنونی آمده و اردویی بر پا کردند. کلانتر و رئیس آن وقت ایل تامرادی بویراحمد کی نصیر بهادر بودند که بعد از مطلع شدن و از آنجایی که نیروهای بختیاری از منطقه تامرادی نشین؛ جغرافیای سیطره ایشان ورود کرده بودند، آهنگ جنگ گرفتند و در روستای باک کنونی اردویی برپا کردند تا جلوی هجوم بیشتر آنها را بگیرند و مانع ورود آنها به دل بویراحمد گردند. تفنگچیان و نیروهای چریکی تامرادی با تدابیر کی نصیر و کی حمداله بهادر تامرادی و بزرگان تامرادی و به فرماندهی سپهسالار و سردار بزرگ ایل بنام کی بهمن بهادر تامرادی( معروف به ملا بهمن ) فرزند ملا کایید پسر عموی خویش آرایش نظامی و دفاعی گرفتند. کی بهمن در آن زمان جوان و هنوز ازدواج نکرده بودند و فردی شجاع، بی باک و دلیر و سواری جنگجو و بی مانند بودند. به روایت در روستای بن زرد کنونی در منزل قاید نجفقلی رئیس طایفه قاید علیخان تامرادی پدر نامزد خویش و بهمراه یار همیشگی و دلیرش بنام ملا محمدقلی پسر قاید نجفقلی نشسته بودند. که خبر تهاجم به گوششان رسید و گیوه بر کشیدند و سوار بسوی میدان رزم رهسپار گشتند. بدون ترس و واهمه از لشکر مسلح و ۴۰۰ نفره ایل بختیاری با حمایت دولت مرکزی پای در رکاب رخش خویش گذاشتند و همراه یاران به نبردگاه تاختند.

سوار نمونه ای بنام بهمن تامرادی
جوانی دلیر تهمتن بویراحمدی

ز همراه سپاهی از تامرادی
قشون بستند به رزم بختیاری

که امروز روز نبرد است و هنگام جنگ
دریغا شبق زد به کوه و آغاز بشد جنگ

کی بهمن بهادر تامرادی سردار ایل بویراحمد، به فرمان رئیس ایل ( کی نصیر بهادر تامرادی ) حمایل بر کشید و قطار بر قد و تفنگ بر شانه و بسوی رزم گاهی نابرابر پای گذاشت.

شجاع مرد جنگی بهمن پهلوان
به غیرت بماند نام او همی جاودان

شبیخون زدند و بسوی اردوی مقابل یورش بردند، تعدادی از سواران و رزم آوران هر دو پیکار در خاک افتادند. دو فرمانده لشکر و دو شیر ژیان کی بهمن بهادر تامرادی و کی قنبر کی شیخ عالی بختیاری روی در روی هم و به جنگی تن به تن بهم رسیدند.

کی قنبر کی شیخ عالی بختیاری؛ فرمانده لشکر بختیاری

 

چنان گرم شد آتش کارزار
که از لوله تفنگان برآمد شرار

بهمن بهادر و قنبر شیخ عالی هر دو زرنگ
نمودند هنرها در این پیکار و جنگ

دو فرمانده نامی؛ از قوم سترگ لر به واسطه ی ظلم و طمع خواهی پهلوی از پای فتادند و در خون خویش غلتیدند. یکی با دستور دولت مرکزی و یکی در دفاع از دیار خویش چون دو شیر ژیان بر زمین افتادند. آنجا که بی بی فلک ناز عمه ی کی بهمن شیون و زاری سر دادند و سرودند:

《شیری ایتره شیرینه من لونش بِکُشه》
( فقط شیری می تواند، شیری را در خانه خودش بکشد).

و بختیاری ها به داغ کشتن قنبر شجاع شان گفتند:
《گر بهمن بهمنی بی، قنبر هم قنبری بی》
( اگر بهمن شجاع و دلیر بود، قنبر هم چنین بود).

حضور بی بی فلک ناز، همچون یوتاب در نبردگاه، اما این بار نه جنگجو بلکه شیر زنی خطیب و بالا بلند، چارقد بر پیشانی و سر بالا چون اجداد خویش، گر چه در دل خون و آتش به قلبش زبانه می کشید؛ اما فریاد برآورد و سران و سواران را به سکوت وا داشت.

ز امر خداوند بخت برگشته شد
سواران نامی همه کشته شد

افسوس از جوانی بهمن و قنبر فتا
که هر دو ندارند فرزندی به جا

عوض خون شیر ناکام قنبرت
گرفتی تقاص از جان شیر بهمنم

نبرد دو ایل برادر و ستون قوم لر آرام شد و پایان گرفت.
جسد ملا بهمن توسط یار و همراه همیشگی اش ملا محمد قلی قاید نجفقلی به عقب آورده شد و سراسر بدنش پر از خون و ناله و شیون کنان دوست و داماد خویش را در آغوش کشید و بر سر زنان سوی یاران برگشت. و توسط اهالی تامرادی به بی خاتونین برده و در آنجا بخاک سپرده شد و جسد کی قنبر بختیاری توسط کی حمداله بهادر تامرادی همراه با شیون و ناله های بی بی فلک ناز بزرگ بانوی این نبرد در روستای گزدون با احترام به خاک سپرده شد.

دریغا که بهمن و قنبر هر دو کشته شدند
ایل بویراحمد و بختیاری به داغش فسرده شدند

کی بهمن، این سردار بزرگ و نامی ایل بویراحمد که برای دفاع از ایلش و مانع از ورود به خاک بویراحمد با تنی چند از جنگجویان جانانه و مجاهدانه پای در نبردی ناموزون و نابرابر گذاشتند تا خاک و ناموس ایل را از گزند و آسیب حراست نمایند و در این راه جان خویش را همچون سایر سرداران نامی ایران زمین و ایل و تبار خویش نثار راه خاک و ناموس کردند و شهادت را برگزیدند.

افسوس از جوانی بهمن کایید
که از خود نداشت فرزندی جاوید

بفرموده بهمن تامرادی نامدار
که جانم فدای بویراحمد بماند ماندگار

و همچنین یادی می کنیم از تمامی کسانی که در این نبرد جانانه ایستادند و جنگیدند اما اجازه ورود به خانه و خاک را ندادند. یادی می کنیم از قاید کلبعلی شیجونی تامرادی که در این نبرد هم جان خویش را در راه خاکش نثار کرد. یادشان مانا باد و گرامی می داریم و در قلب ابدی تاریخ ایل بویراحمد به یادگار خواهند ماند و هک خواهند شد.

*شجره نامه کی بهمن بهادر تامرادی:*

فرزند ملا کایید ( برادر کی محمدعلی بهادر تامرادی ) فرزند کی محمدباقر تامرادی دوم پسر ملا محمد زکی تامرادی پسر کی محمدباقر تامرادی اول پسر کی رحیم بزرگ (اول ) پسر کی کمال اول پسر کی شمال پسر مراد بزرگ( تامرادی) پسر بویر پسر احمد پسر گیلویه پسر اردشیر سوم ساسانی.

ز نام لر و بویراحمد در این دیار
کنیم تامر بسی یاد ها با افتخار

مجید بهادر تامرادی ( م.ب. تامر)

( خرداد ماه ۱۴۰۱ شمسی؛
نبرد مهرماه ۱۳۰۹ شمسی؛
قریب به ۹۰سال بعد از آن رویداد )