در پی درگذشت مرحوم کربلایی مهندس حیدری از پرسنل خدوم شرکت گاز شهرستان چرام خانواده این مرحوم اطلاعیه ای صادر کردند که به شرح زیر است: در آن دم که دمم سرد شد سینه م را نشکافید آنجا تاول هایی به یادگار دارم. آنجا معامله من و ایزد خیش است. به تاول های دلم […]

 

در پی درگذشت مرحوم کربلایی مهندس حیدری از پرسنل خدوم شرکت گاز شهرستان چرام خانواده این مرحوم اطلاعیه ای صادر کردند که به شرح زیر است:

در آن دم که دمم سرد شد سینه م را نشکافید آنجا تاول هایی به یادگار دارم. آنجا معامله من و ایزد خیش است.

به تاول های دلم ننگرید. هر تاولی بیان هزاران درد ناگفته ست. هزاران ضجه به گلو نرسیده. هزاران فریاد خاموش. هزاران آه از رزم سخت است . از توتیای قدومتان  مرهمی بر تاول ها بگذارید شاید در آن دم آسوده خوابیدم.

ستون بهون سایه گستر ایلمون رهت

مرد با نوم و نشون ایلمون رهت.

مرد سرخن سوار ایلمون رهت

مرد رزم و برابر مهربونمو رهت.

رستم زال کتاب شاهناممون رهت

شاخه ی  ستبر درخت تبار ایلمون رهت.

مرد صاحب مجلس شونشین ایلمون رهت

صاحب چاله ی  تش برازی ایل و دیارمون رهت.

(( بسم رب الشهداء و الصدیقین))

امروزه مشیت الهی بر این تعلق گرفته که بهار فرحناک زندگی را خزانی ماتمزده به انتظار بنشیند و این، بارزترین تفسیر فلسفه‌ی آفرینش در فراخنای بی کران هستی و یگانه رازجاودانگی اوست…
هر آنچه خداوند بزرگ مقدر میفرماید هیچ بنده ای را توان تفسیر آن نیست و بر آنچه که حکمت متعالی اش تعلق میگیرد هیچ کس را جرات تعبیر و تعدیل نیست.
مردم شریف نوع دوست،مومن و قدرشناس شهرستان چرام‌‌؛
گرچه حضور شما موجب تسلی خاطر بازماندگان خواهدشد و تحمل این مصیبت جز با همدردی همه شما عزیزان التیام بخش نخواهد بود. اما به لحاظ شرایط فعلی و رعایت مسائل بهداشتی مطابق با دستورالعمل وزارت بهداشت و درمان کشور و وضعیت حال در این برهه از زمان با وجود تظاهرات کروناویروس که زمان و مکان نمی شناسد، هیچگونه مراسم تشییع،تدفین،ختم و چهلمین روز برای جانباز شیمیایی و جراحات جنگی و اسطوره شجاعت، جامانده جنگ ۸ سال دفاع مقدس *کربلایی مهندس یارمحمد حیدری* به صورت کلی برگزار نمیگردد به فضل الهی و نابودی کامل ویروس کرونا چنانچه در آینده شرایط مهیا گردد”مراسم یادبودی با حضور همه عزیزان سروران همتباران، برای آن مرحوم برگزارخواهیم نمود.
خانواده حیدری و سایر منسوبین

گفتم که چرا رفتی و تدبیر نه این بود
گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود
گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود
گفتا که مگو، مصلحت حق چنین بود.