نکته و حرف کلی این است که ، آنچه امروزه دامن گیر تاجگردون شده است،بیشتر به حسادت به توانمندی ایشان برمیگردد تا مباحثی که مطرح میکنند.
همگان می دانند که جایگاه دکتر تاجگردون با یک امضاء بدست نیامده است که با چند امضای افراد معلوم الحال از بین برود، هزاران نفر از مردم و با نظارت نهادهای حکومتی ،مسئولیت های کلیدی را به ایشان واگذار کرده اند‌، او منتخب مردم است.
و یک شبه به جایگاههای حساس نظام دست نیافته است.

بسم الله الرحمن الرحیم

 

من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته،امید رهایی نیست،وقتی همه دیواریم!!!

در هیاهوی تاجگردون ستیزی روز های اخیر قصد داشتم سکوت کنم، اما به قول شاعر:

در مقام حرف، مهر خاموشی بر لب زدن
تیغ را زیر سپر،در جنگ پنهان کردن است!

من باب هجمه و حمله های این روزها به آقای دکتر تاجگردون به خصوص از طرف کسانیکه انتظار نداشته ایم! و تقویت این روند ناصواب در قبال امثال ایشان با هر دیدگاه و تفکری، چه اصلاح طلب و چه اصولگرا، مطلبی رو خدمتتا ن عرض می نمایم.

به سبب آنکه تخصص اینجانب مشاوره و علوم رفتاریست وبرای اینکه حتی الامکان از قاعده ی تخصص خویش خارج نشوم،سعی خواهم کرد پیوندی بین اصطلاح «حسادت» در روان شناسی،و مباحث مطرح شده در این روزها بزنم.

حسادت، در درون انسان ها وقتی به وجود می آید که فرد احساس می کند،آن چیزی که الان در چنته و توبره ی خود دارد، از آنچه که باید باشد،کمتر است.

به عقیده روان شناسان،حسادت اکتسابی است و ژنتیک خیلی در به وجود آمدن آن تاثیری ندارد. به قول فروید، پشت واژه حسادت،به شکل مستتر،عقده های روانی،احساسات سرکوب شده،خشونت و پذیرش شکست نهفته است.
تحقیقات نشان داده است که،بین حسادت و داشتن اعتماد به نفس،رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. خلاصه اینکه،حسادت،آثار مخرب فردی و اجتماعی زیادی در پی خواهد داشت و دارد.

آدم حسود آنقدر ضعیف هست که فکر می کند،اگر پای همسایه اش بشکند،خودش بهتر راه میرود!‌ غافل از اینکه، این تحلیل را ندارد که،به قول«جبران خلیل جبران: حسود ،ناخواسته از ما تعریف میکند!.

این جمله بسیار پر مفهوم را احتمالا شنیده و یا خواندید که، به کسانی که به شما حسادت می کنند،احترام بگذارید،چرا که آنان با قاطعیت، اعتقاد دارند ک شما از آنها در هر زمینه ای بهتر هستید!

و اما، این روزها

در کشور ما، به یکی از فرزندان توانمند و صاحب نام استانمان، افرادی با ماهیت و ذات معلوم و مشخص برای فعالین سیاسی و اجتماعی، مغرضانه حمله می کنند.

روشن است که فی المثل ما از آقای X در فلان استان و فلان منطقه خیلی انتظار نداریم که دست به تخریب هم استانی ما نزند،اما از این به ظاهر دوستان ،انتظار بیشتری داشتیم.

البته این نکته را هم عرض نمایم که، حتما به عملکرد آقای دکتر تاجگردون در مباحث مختلف ایراد و انتقاد وارد بوده و هست، و هم اکنون نیز اعتقاد دارم که، اگر ایشان جرمی را مرتکب شده است، هیچ جای توجیه ندارد و باید از طریق و راه قانونی پیگیری شود.

نکته و حرف کلی این است که ، آنچه امروزه دامنگیر تاجگردون شده است،بیشتر به حسادت به توانمندی ایشان برمیگردد تا مباحثی که مطرح میکنند.

همگان می دانند که جایگاه دکتر تاجگردون با یک امضاء بدست نیامده است که با چند امضای افراد معلوم الحال از بین برود، هزاران نفر از مردم و با نظارت نهادهای حکومتی ،مسئولیت های کلیدی را به ایشان واگذار کرده اند‌، او منتخب مردم است.
و یک شبه به جایگاههای حساس نظام دست نیافته است.
اما چه کسانی علیه وی نامه نگاری کرده اند و ایشان تخریب می کنند؟
همان هایی که اینقدر گرسنه و تشنه ی کسب قدرت اند و صرفا با معده خودشان گوش می دهند!

همانهایی که،هم نماز شبگیر میکنند و هم آب توی شیر!. همان، جو فروشان گندم نما! . همانهایی که شعار عدالت می دهند،

اما،به قول مرحوم حسین پناهی:« عدالت» ،از جمله واژه هایی است که وقتی از بعضی ها میشنویم،بعدش،سیگار می چسبد!

اما، بنده نمیخواهم خدمات انجام شده ی سازمان و یا ارگانی را زیر سوال ببرم. هرگز چنین قصدی ندارم، قطعا و بلاشک، کارهای زیادی در سالیان متمادی انجام شده است. انسانهای شریف،پاک و سالم چه اصولگرا و چه اصلاح طلب،در این مملکت بسیار داریم.
اما متاسفانه، باید بپذیریم که در این مملکت، دستکش ها،ماندگارتر از دست ها،و عینک‌ها ماندگارتر از چشم ها شده اند!!!

اینجا به ظاهر،گرگ ها متهم اند،اما نیک میدانیم که، گله را شبانان خورده اند!!!

اینجا از حضرت علی(ع) زیاد حرف میزنند،اما ب راحتی از پشت خنجر میزنند!

بله سروران گرامی ؛

رنج اگر هست،نه از جاده،که از ماندن هاست!
امیدوارم روزی به جایی برسیم که، «زنبورهای بی مروت اگر عسل نمیدهند،حداقل نیش نزنند.»!
و امیدوارم روزی در این مملکت به جایی برسیم که،از احساس حسادت ها،تحقیرها و خودزنی ها کاسته شود و بال و پر افراد توانمند را با هر دیدگاه و سلیقه فکری و سیاسی بگیریم،چرا که؛
به قول شاعر:
پرواز من ،به بال و پر توست
مشکن مرا،که می شکنی بال خویش را…

با احترام :کوروش فتحی